آزادی؟سخن یا عمل؟آنچه انجام میدهید با آنچه تصور انجام دادنش را داشتید بسیار متفاوت است؛ چرا؟از برای آن که تصور آزادی هم زندانی کردن آزادیست. میدانستید؟شاید میدانستید!ولی نمیدانید پس باید برای بدست آوردن آزادی باید چه کرد؟باید چه کرد؟چه باید کرد؟یک کلام و گذاره کوچکی از بیان آزادی ، زندگی کردن و زنده ماندن برای زمانی هر چند بیشتر کوچک انتقامی است که میتوان از اسارت و توامان اسارت آزادی گرفت .اما وقتی به آزادی خواهیم رسید که نفس آخر زندگیمان باشد .پس باید مرد؟نه اما آزادی و آزادگی توامان با مرگ است ولی زندگی و زندگانی در پس هر سایه ای هم جایز نیست.حقیقت انکار ناپذیر آن است که ما به دنیا آمده ایم تا بمیریم .اما مگر مردن عین تصور مرگ نیست؟ما آزادیم اگر بتوانیم بهترین پاسخ را به سوال بالا بدهیم.پاسخ هایی فرای منطق و در عین حال لپ واقعیت و حقیقت.شاید شما هم مثل من گیج و دگرگون باشید. اما باید بدانید گیجی و گنگی اولین مرحله آزادی است .همچو کودکی که پای به دنیای ما میگذارد؛ ما نیز پا به ورطه ازادی خواهیم گذاشت.حال باز سوالی دارم.آزادی چیست؟
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
تاريخ: جمعه
9 ارديبهشت
1401 ساعت: 2:56